آفتاب آذربایجان

نسخه كامل: عاشق یا معشوق
شما در حال مشاهده متن قالب بندي نشده هستيد.
برای مشاهده نسخه اصلی اینجا کلیک کنید
تا حالا به این فکر کردید که اگر در تقدیر شما رابطه عاشقانه‌ی دو طرفه‌ای وجود نداشت و خداوند در دفتر تقدیر شما نوشته بود یا عاشق باش یا معشوق. کدوم رو انتخاب می‌کردید؟ به نظر شما کدام لذت‌بخش‌تره عاشق بودن یا معشوق بودن؟
(در ضمن دلم برای روزهایی تنگ شده که تو این فورم تاپیک‌ها زود رشد می‌کرد، جنجالی می شد و به وقتش با بازدهی و کسب امتیاز خوب آرشیو می‌شد!)
بی برو برگرد عاشق بودن رو می‌پذیرفتم. چون آدم می‌تونه بدون اینکه بخواد یا بدونه معشوق و محبوب خیلی‌ها باشه. خیلی‌ها ممکنه آدم رو دوست داشته باشند و تو حتی روحت هم از این موضوع خبر نداشته باشه. اما وای از اون روزی که عاشق باشی! دیگه نمی تونی در عین حال به فکر چند نفر باشی یا تظاهر کنی نمی‌دونی چقدر کسی رو دوست داری.

تازه معشوق بون آدم رو یک کم لوس می‌کنه ولی عاشق بودن آدم رو فداکار می‌کنه. معشوق بودن اعتماد به نفست رو بیشتر می‌کنه، زندگیت پر می‌شه از یک حس خوب اعتماد به دنیا و اطرافیان در حالیکه عاشق بودن پر ترسه، پر دلهره، پره هیجانه. یک هیجان نفس‌گیر. عاشق بودن خود عشقه! عاشق بودن یعنی شناخت ترس‌های کوچیک و بزرگ و مبارزه رو در رو با اونها.

عاشق بودن آدم رو به خدا نزدیکتر می کنه. تکلیفت با خودت روشنه می‌دونی بمیری هم نمی‌تونی عشقت رو رها کنی چون نفست به نفسش بند شده فقط باید بسوزی و بسازی و اگه اهل ذوق باشی تا آخر بازی سر رشته رو نگه داری بدون تمنای حتی یک نگاه! ولی معشوق بودن! خوش به حالت برو زندگی کن. برو لذت ببر از هجوم این سیل خوشایند احساس تو زندگیت! هیچ تلاشی نمی‌خواد. چون بمیری بمونی طرف دوستت داره پس بی‌خیال چون و چرای قضیه خودت رو بسپر به دست عشق.

به نظر من در بازی عشق و سرنوشت کسی برنده است که نقش خودش رو بپذیره و به اون متعهد و وفادار باشه. عاشق بودن یا معشوق بودن وقتی قشنگ‌تر می‌شه که به خود عشق متعهد باشیم.
البته كاش توضيح مي داديد كه منظورتون چه نوع عشقيه! همانطور كه فرموديد عشق زميني واقعي انسان رو به خدا مي رسونه. اما امان از روزي كه (دور از حضور!) يك آدم بي جنبه عاشق بشه! همين كافيه كه بره تو خط اعتياد و....
خلاصه كلام اينكه به نظر من اصلاً عاشق واقعي وجود نداردددددد!!!

hadiphoto نوشته:
البته كاش توضيح مي داديد كه منظورتون چه نوع عشقيه! همانطور كه فرموديد عشق زميني واقعي انسان رو به خدا مي رسونه. اما امان از روزي كه (دور از حضور!) يك آدم بي جنبه عاشق بشه! همين كافيه كه بره تو خط اعتياد و....
خلاصه كلام اينكه به نظر من اصلاً عاشق واقعي وجود نداردددددد!!!

حق با شماست. اگه نفهمیم عشق برای چی اومده سراغمون ممکنه هم به خودمون آسیب برسونیم، هم باعث دردسر اطرافیانمون بشیم. خیلی‌ها عشق رو با لوس بازی اشتباه می‌گیرند . به اسم عاشقی پروسه اشتباهی رو تا به آخر طی می‌کنند که ای کاش طی نمی‌کردند!

منظور من عشق به معنای عام و دقیقا کاملا زمینی بین دو انسان از دو جنس مخالفه! اما می‌خوام بدونم اگر این عشق یکطرفه باشه و تقدیرت بهت اجازه بده عاشق باشی یا معشوق کدوم رو ترجیح می‌دادی؟

در مورد عاشق واقعی بودن خیلی روزها من هم به همین نتیجه می‌رسم و فکر می‌کنم حکایت ما شده حکایت همون شعر معروفی که طرف تو روز روشن به دنبال یک انسان واقعی می گشت و می‌خوند « از دیو و دد ملوم و انسانم آرزوست!» اما وقتی حالم بهتر می‌شه و یک کم متعادل‌تر می‌شم پیش خودم می‌گم: « شاید هست، شاید بوجود بیاد، شاید باید لایقش شد...»

منده عاشیق اولماقی سئورم.عاشق دونیاسی غریب بیر دونیا دی چون بو حسی یاشایشیمدا تجربه اله میشم اونا گوره دئییرم .. Firtana دوستوموز گوزه ل سوزلر یازیب .اولار کی دئییلر عاشق و عاشیق اولماق یالان دی یا قالدی حکایه لر ده. بیر گون اه یر اوره ک دن عاشیق اولسالار گوره لر بیرنی اوره ک دن سئومه انسان ی نه حالا قویار .. امان او گونن که انسان بیرنی اوره ک دن سئوه اوندا هر زادی گوزونون قاباقینا الار چتینیک لره دوز حسرت لر چکر گوز یاشلار توکر اما گنه سئور
عاشیق انسان فداکار اولار و بونا گوره سئوگلیسینه قارشی جانیندان دا اولسا کئچر یئتر کی سئوگیلیسی موتلو اولسون

turkqiz نوشته:
منده عاشیق اولماقی سئورم.عاشق دونیاسی غریب بیر دونیا دی چون بو حسی یاشایشیمدا تجربه اله میشم اونا گوره دئییرم .. Firtana دوستوموز گوزه ل سوزلر یازیب .اولار کی دئییلر عاشق و عاشیق اولماق یالان دی یا قالدی حکایه لر ده. بیر گون اه یر اوره ک دن عاشیق اولسالار گوره لر بیرنی اوره ک دن سئومه انسان ی نه حالا قویار .. امان او گونن که انسان بیرنی اوره ک دن سئوه اوندا هر زادی گوزونون قاباقینا الار چتینیک لره دوز حسرت لر چکر گوز یاشلار توکر اما گنه سئور
عاشیق انسان فداکار اولار و بونا گوره سئوگلیسینه قارشی جانیندان دا اولسا کئچر یئتر کی سئوگیلیسی موتلو اولسون


خوشحالم که تو بحث شرکت کردید و نظرتون رو گذاشتید. من هم با شما موافقم که فرمودید: عاشق دونیاسی غریب بیر دونیا دی! از اون خوشحالترم که می‌بینم با دو زبان مختلف حرف می‌زنیم ولی حرف دلمون یکیه! باز هم اجازه می‌خوام فرصتی بهم بدید تا حرفاتون رو کاملا درک کنم تا بتونم بحث رو ادامه بدم.
ساغول!

وقتی عاشق می‌شوی نباید بگویی «خداوند در قلب منست » بلکه بهتر است بگویی« اینک من در قلب خداوند آشیان دارم.» هیچگاه فکر نکن می‌توانی مسیر عشق را تغییر دهی، اگر عشق تو را لایق بداند، خود مسیر را تعیین خواهد کرد. «خلیل جبران»
True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره
Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره
Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم
Mature love says "I need you because I love you"
"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم
"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه"
مسلما عاشق بودن بهتر از معشوق بودنه اما باید لیاقت عاشق بودن و عاشق موندن رو داشته باشی، فقط اسماً عاشق نباشی بلکه باید این عشق تو وجودت باشه، باهاش زندگی کنی هر چند که در کنارت نباشه، بهش وفادار باشی هر چند که اون وفادارت نباشه، بدونی که تو عشق باید پرپر بشی، بسوزی ولی صدات در نیاد، انتظار نداشته باشی دیگرون تو رو درک کنن، فقط خودت باشی و عشقت، اونم فقط تو خیالت.می دونم خیلی سخته حتی می تونم بگم سخت تر از عشق، چیزی تو دنیا وجود نداره چون با تمام وجودم احساسش کردم وبا افتخار عاشق شدم.
فقط از خدا می خوام که همیشه لایق عشق باشیم یعنی لیاقت عاشق موندن رو داشته باشیم.
اینم بگم که معشوق ها همیشه عاشق ها رو اذیت میکنن.
سلام. ممنون که در بحث شرکت کردید. اتفاقا از روی پیام‌های قشنگی که تو بخش اس. ام اس گذاشته بودید کمی حس کردم که احساس‌ شما هم در گیر عشق شده و فقط اون لحظه حس کردم چه حال خوبی دارید! از اون حالهای خوب که اهل دل بهش می‌‌گن "خوشا بر احوالشان" ولی فرکانس خیلی غمگینی داشت که امیدوارم کم‌کم بهتر بشید.
منم همیشه می‌گم عاشق موندن خیلی سخته. وفادار موندن یا سوختن اصلا به معنای از بین بردن لحظات خوب زندگی نیست. فکر می‌کنم کسی در چنین شرایطیه انتخاب بالاتری داشته، انتخاب کرده با قدرت و جادوی عشق یک سری منیت‌ها و غرورهایی که همه باهاش درگیریم رو از بین ببره بدون اینکه خودش متوجه این موضوع باشه. می‌شه گفت آدم رو به یک نوع تهذیب می‌رسونه. وقتی هم انسانی وارد این مسیر شد نباید حس کنه دیگران موظف هستند جور راهی که اون انتخاب کرده رو بکشند و به قول شما درکش کنند. دیگه تو هستی و تنهایی و خدا و یک خیال جادویی. اگه واقعا دلت رو بسپری به عشق واقعی و خداوند رو همیشه در کنار خودت داشته باشی می‌بینی که این خیال زیبا خلاقانه و افسونگرانه تو رو به دنیاهای بهتری هم رهنمون می‌شه ولی اگه تو همون تنهایی با اون خیال جادویی درگیر افکار شیطونی بشیم ممکنه این خیال از ما فقط شیاطینی در لباس انسان بسازه. اینجاست که شکسپیر می‌گه:" چه قدرت عجیبی دارد این عشق از یک انسان حیوان و از یک حیوان ممکن است انسان بسازد!" حافظ علیه‌الرحمه هم بیت قشنگی داره و من هروقت می‌برم از همه چیز حتی از عشق خسته می‌شم با خودم زمزمه می‌کنم : گویندکه سنگ لعل شود در مقام صبر . آری شود ولیک به خون جگر شود."
پس می‌ارزه اگه عاشق بود و تبدیل شد.
آره معشوق آگاهانه و ناآگاهانه دل عاشق رو مکدر می‌کنه. تقصیر اون نیست . تقصیر عاشقه که دلش خیلی نرم شده به قول حافظ دیگه داره می‌شه لعل و گوهر و شکننده!
عاشق‌ باش، عاشق‌تر بمون و بگذار دنیا بهت افتخار کنه که به عشقت افتخار می‌کنی!
صفحات: 1 2 3 4
آدرس مرجع